کاش می شد...... کاش تا دل میگرفت و میشکست دوست می آمد کنارش می نشست.... کاش می شد روی هر رنگین کمان می نوشتم مهربان با من بمان..... کاش می شد قلب ها آباد بود کینه و غم به دست باد بود کاش می شددل فراموشی نداشت نم نم باران هم آغوشی نداشت کاش می شد کاش های زندگی تاشود در قاب بندگی کاش می شد کاش ها مهمان شود در میان غصه ها پنهان شوند کاش می شد آسمان غمگین نبود ردپای کینه ها رنگین نبود... کاش می شد زندگی تکرار داشت... لااقل تکرار را یکبار داشت.... ساعتم برعکس می چرخید و من..... برتنم می شد گشاد ا
برچسب:
نویسنده: ستایش پورحسین
آ دمک آخر دنیا ست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند آدمک خل نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند دست خطی که تورا عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آن خدایی که به بزرگیش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند
برچسب:
نویسنده: ستایش پورحسین
کاش تا دل میگرفت و میشکست دوست می آمد کنارش می نشست.... کاش می شد روی هر رنگین کمان می نوشتم مهربان با من بمان..... کاش می شد قلب ها آباد بود کینه و غم به دست باد بود کاش می شددل فراموشی نداشت نم نم باران هم آغوشی نداشت کاش می شد کاش های زندگی تاشود در قاب بندگی کاش می شد کاش ها مهمان شود در میان غصه ها پنهان شوند کاش می شد آسمان غمگین نبود ردپای کینه ها رنگین نبود... کاش می شد زندگی تکرار داشت... لااقل تکرار را یکبار داشت.... ساعتم برعکس می چرخید و من..... برتنم می شد گشاد این پیرهن آن دبستان کودکی سر مشق آب... پای مادر هم برایم جای خواب.... خود برون می
برچسب: کاش,
نویسنده: ستایش پورحسین